تبليغاتX
مترجم - ای دل! ای دل! ای دل!

مترجم

ای دل! ای دل! ای دل!

آه اي دل غمگين ،که به اين روز فکندت ؟

فرياد که ازياد برفت آن همه پندت

اي مرغک سرگشته، کدامين هوس آموز

بي بال و پرت ديد و چنين بست به بندت ؟

اي آهوي تنهاي گريزان پريشان

خون مي چکد از حلقه پيچان کمندت

اي جام به هم ريختم ،صد بار نگفتم

با سنگدلان يار مشو مي شکنندت

آه ،اي دل آزرده ، درين هستي کوتاه

آتش به سرم مي رود از آه بلندت

جان در صدف شعر،گهر کردي و رفتي

صاحبنظرانند ،پشيزي بخنرندت

ارزان ترت از هيچ گرفتند و گذشتند

امروز ندانم که فروشند به چندت؟

جان دادي و درسی به جهان ياد گرفتي

ارزان تر از اين درس محبت ندهندت

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 1:29  توسط مرتضی قائم پناه  |