تبليغاتX
مترجم

مترجم

قسمت چهارم یازده دقیقه

بسیاری از دوستان مشتاق پرسیده بودند قسمت چهارم یازده دقیقه کی آماده می شود. ترجمه این قسمت آماده شده و در دست آخرین ویرایش ها است. از وحید عزیزم که زحمت این کارها را می کشد، باز هم تشکر می کنم.

 

از آنجا که وبلاگ یازده دقیقه هنوز Commenting System ندارد، می توانید نظراتتان را در مورد ترجمه و همینطور خود کتاب، اینجا برایم بنویسید.

 

در ضمن، آدرس وبلاگ cyrus1 را به translate-it تغییر دادم تا با نام وبلاگ هماهنگی بیشتری داشته باشد. از کسانیکه به مطلب قبلی ام نظر دادند، تشکر می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 1:11  توسط مرتضی قائم پناه  | 

عجب حکایتی!

سلام.

اولین پست این وبلاگ رو دارم در حالی می نویسم که تیم ملی ایران بعد از دو شکست پیاپی مقابل دو حریفش از دور مسابقات جام جهانی حذف شده. و از این شکست دومی چند ساعتی بیشتر نمی گذره. علیرغم اینکه بیشتر ایرانیان عزیز ممکنه ناراحت باشند، من خوشحالم. چونکه حق به حقدار رسید و اگر نتیجه ای جز این حاصل می شد، واقعاً عدالت رعایت نمی شد. عجب حکایتیه! متاسفانه ما ایرانی ها همیشه اینطوری بوده و هستیم. یکی از اساتید حرف جالبی می زد. می گفت: "زندگی مثل بالا رفتن از کوه است. درسته که رسیدن به قله، آرزوی همه است اما کسی موفق است که از زیبائی های راه هم لذت ببره و فقط نخواد که به قله برسه. مطمئناً برای رسیدن به قله بایستی از دامنه و بعد سینه کش های متعدد عبور کرد." ولی ما می خواهیم بدون زحمت کشیدن به نتیجه برسیم. خیلی جالبه. اما من به جای تاسف خوردن، ناراحت شدن و دیگران (از جمله مربی تیم ملی) را مقصر دانستن، خوشحالم. چون این اتفاق درسی را به من یادآوری کرد که شاید چند وقتی بود از یاد برده بودم. اینکه بایستی بخواهم. بایستی چشمم را به روی حقایق نبندم. بایستی برای رسیدن به آنچه می خواهم، علاوه بر آرزو کردن، تلاش کنم تا به نتیجه برسم. چندی پیش، جمله ای را از کتاب 11 Minutes ترجمه کردم که فکر می کنم مصداق این پست باشد: "رویا پردازی خیلی لذت بخش است به شرط آنکه مجبور نباشیم آنرا عملی کنیم. اینجوری از خطرات، ناکامی ها و مشکلات دوری می کنیم و وقتی به سن پیری می رسیم می توانیم دیگران - خصوصاً پدر و مادر، همسر یا فرزندانمان - را بخاطر شکست در نرسیدن به رویاهایمان سرزنش کنیم."

خوشحالم که بار دیگر یادم آمد که نباید بایستم. نباید انتظار بکشم. بایستی به پیش بروم و به سینه کش کوه حمله کنم وگرنه باز می مانم و بعد راهی ندارم جز آنکه دیگران را مقصر بدانم. به قول کوئیلو، "همیشه در طول زندگی، به چیزهائی که می خواستیم بله بگوییم، جواب منفی داده ایم، برای اینکه می خواهیم فقط تجربیاتی که برایمان قابل کنترل هستند را امتحان کنیم. اما بعضی وقتها با یک چیز ناشناخته روبرو هستیم. به اندازه ناشناختگی دریا برای دریانوردانی که برای اولین بار از آن گذشتند. می توانیم همیشه "نه" بگوییم، اما آیا بقیه عمر افسوس از دست دادن این فرصت را نمی خوریم؟ می توانیم همیشه "نه" بگوییم اما چرا این بار جواب "آری" را امتحان نکنیم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 0:33  توسط مرتضی قائم پناه  |